جزوه روانشناسی زبان
تایپ شده
فرمت : PDF
دنی استاینبرگ کارشناسی ارشد جین اچسون دکترا علمی کاربردی ارسلان گلفام دانشگاه آزاد حشمت الله صباغی کاردانی حسین قاسمپور پیام نور زهرا برای رهبر دانشگاه پیام نور صطفی طباطبایی پیام نور سیدمصطفی طباطبایی برای آزمون استخدامی خلاصه کتاب جزوه روانشناسی زبان رشته علوم شناختی رشته زبان شناسی روانشناسی
این حروف منبع غنی غیرمعمولی از مواد ریخت زا است. برای سالها ، آنها مورد آزمایش و مطالعه دقیق آلپورت و شاگردانش قرار گرفتند ، آنها سعی کردند با شناسایی ویژگیهای شخصی که در آن شخص مهم است ، ساختار یک شخصیت واحد را جزوه روانشناسی زبان. آلپورت و شاگردانش از سه روش برای بررسی شخصیت جنی استفاده کردند. ابتدا ، آلفرد بالدوین (1942) تکنیکی به نام تجزیه و تحلیل ساختار شخصی را برای تجزیه و تحلیل تقریباً یک سوم حروف ایجاد کرد. برای تجزیه و تحلیل ساختار شخصی جنی ، بالدوین از دو روش کاملاً مورفولوژیکی ، فراوانی و همسایگی برای جمع آوری شواهد استفاده کرد. اولین روانشناسی زبان به سادگی شامل یک علامت از فرکانس نمایش یک مورد در مواد مورد است. به عنوان مثال ، چند بار جنی از راس ، یا پول ، یا خودش صحبت کرده است؟ همجواری به مجاورت دو مورد در حروف اشاره دارد. دسته بندی "راس - نامطلوب" در مکاتبات نزدیک با "خود - ایثارگر" چند بار اتفاق افتاده است؟ فروید و دیگر روانکاوان بصورت شهودی از این روش همسایگی برای پنهان کردن ارتباط بین دو مورد در ذهن ناخودآگاه بیمار استفاده می کردند. با این حال ، بالدوین آن را با تعیین آماری آن مکاتبات را که بیشتر از حد انتظار اتفاق می افتد ، تصحیح کرد.
با استفاده از تجزیه و تحلیل ساختار شخصی ، بالدوین سه خوشه دسته را در نامه های جنی شناسایی کرد. اولین مورد مربوط به راس ، زنان ، گذشته و خودش بود - ایثار. مورد دوم به جستجوی کار جنی پرداخت و خوشه سوم حول نگرش او نسبت به پول و مرگ بود. این سه خوشه از یکدیگر مستقل هستند حتی اگر یک موضوع واحد مانند پول در هر سه خوشه ظاهر شود.
دوم ، جفری پیج (1966) از یک تحلیل عاملی برای استخراج تمایلات اولیه شخصی فاش شده توسط نامه های جنی استفاده کرد. در مجموع ، پیج هشت عامل را شناسایی کرد: تجاوز ، مالکیت ، وابستگی ، خودمختاری ، پذیرش خانوادگی ، جنسیت ، احساس و شهادت. مطالعه پیج جالب است زیرا او هشت عامل را شناسایی کرد ، یک عدد که مطابقت بسیار خوبی با تعداد حالتهای اصلی دارد - 5 تا 10 - که آلپورت قبلاً فرض کرده بود در بیشتر افراد یافت می شود.
روش سوم مطالعه نامه های جنی ، تکنیکی بود که توسط آلپورت (1965) استفاده شد. نتایج او کاملاً مشابه نتایج بالدوین و پیج است. آلپورت از 36 قاضی خواست که آنچه را که از نظر آنها ویژگیهای اساسی جنی است فهرست کنند. آنها 198 صفت توصیفی را ثبت کردند که بسیاری از آنها مترادف و با هم تداخل داشتند. سپس Allport این اصطلاحات را در هشت خوشه گروه بندی کرد:
(1) مشاجره برانگیز ، مشکوک ، (2) جزوه روانشناسی زبان (متصرفانه) ، (3) مستقل - خودمختار ، (4) چشمگیر-شدید ، (5) زیبایی-هنری ، (6) پرخاشگر ، (7) بدبینانه- بیمارگونه ، و (8) احساساتی.
جزوه روانشناسی زبان دانلود رایگان خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf
جدول 12.1
Jenny’s Central Dispositions روانشناسی زبان داده شده توسط کلینیک و فاکتور
تکنیک های تحلیلی
تکنیک تحلیلی فاکتور
(پیج)
پرخاشگری
تملک
نیاز به وابستگی
نیاز به پذیرش خانواده
نیاز به خودمختاری
پیری
شهادت
جنسیت
(بدون موازی)
("بیش از حد بیان کردن" ؛ یعنی تمایل به چشمگیر بودن و بزرگ نمایی از نگرانی های او) تکنیک بالینی
(آلپورت)
مشاجره برانگیز - مشکوک
خشونت آمیز
خودمحوری (تصرفی)
احساسی
مستقل - خودمختار
زیبایی-هنری
خودمحوری (دلسوزی از خود)
(بدون موازی)
بدبینانه-بیمارگونه
نمایشی - شدید
آلپورت (1966) با مقایسه این رویکرد عادی و بالینی با مطالعه فاکتوریل پیج ، موازات جالبی را ارائه داد (به جدول 12.1 مراجعه کنید). از طریق نامه های جنی ، می فهمیم که او دارای حدود هشت ویژگی اصلی است که اگر کل زندگی اش را مشخص نکند، حداقل 12 سال آخر زندگی او را مشخص می کند -. او پرخاشگر ، مشکوک ، متصرف ، زیبا شناس ، احساساتی ، بیمارگونه ، نمایشی و خودمحور بود. این خصلت های اساسی به اندازه کافی قدرتمند بودند به گونه ای که وی توسط ایزابل (آدا آلپورت) ، که وی را به خوبی می شناخت ، و همچنین توسط محققان مستقلی که نامه های وی را مطالعه کردند ، عباراتی مشابه توصیف کرد.
توافق نزدیک بین رویکرد بالینی Allport’s commonsense و روش تجزیه و تحلیل فاکتور Paige ، صحت هیچ یک را ثابت نمی کند. با این وجود ، امکان انجام مطالعات ریخت زایی را نشان می دهد. روانشناسان می توانند حتی در صورت استفاده از رویه های مختلف ، یک نفر را تجزیه و تحلیل کرده و خلوص مرکزی را شناسایی کنند.
روانشناسی زبان[/caption]
تحقیقات مرتبط
گوردون آلپورت بیش از هر نظریه پرداز شخصیت دیگر ، علاقه جزوه روانشناسی زبان العمر خود را به مطالعه علمی دین حفظ کرد و شش سخنرانی در این زمینه تحت عنوان "فرد و دین او" منتشر کرد (آلپورت ، 1950). در سطح شخصی ، آلپورت یک روانشناسی زبان اعظم مومن بود. و برای نزدیک به 30 سال ، او یک سری مراقبه در اپلتون چاپلون ، دانشگاه هاروارد ارائه داد (آلپورت ، 1978).
درک و کاهش تعصب
آلپورت به تعصب علاقه داشت و توسعه روش هایی برای کاهش تعصب نژادی برای وی از اهمیت بالایی برخوردار بود. آلپورت (1954) مطرح کرد که یکی از مهمترین مولفه های کاهش تعصب، تماس است: اگر روانشناسی زبان گروه های اقلیت در شرایط بهینه تعامل بیشتری داشته باشند ، تعصب کمتری وجود خواهد داشت. این به عنوان فرضیه تماس شناخته شد و شرایط بهینه نسبتاً ساده بود: (1) وضعیت برابر بین دو گروه ، (2) اهداف مشترک ، (3) همکاری بین گروه ها ، و (4) حمایت از یک شخصیت ، قانون یا عرف.
به عنوان مثال ، اگر همسایگان آمریکایی آفریقایی تبار و آمریکایی اروپایی با هم جمع شوند و یک گروه تماشاگر محله را با هدف مشترک ایمن تر کردن محله خود تشکیل دهند و چنین برنامه ای توسط شهردار یا اداره پلیس شهر تأیید شود ، پس این تعامل و تلاش گروهی احتمالاً منجر به کاهش تعصب در بین ساکنان محله شود.
اگرچه خود آلپورت تحقیقی در زمینه کاهش تعصب انجام داد (آلپورت ، 1954) ، یکی از شاگردان وی ، توماس پتی گرو ، کاری را که آلپورت آغاز کرده ادامه داده است (پتیگرو و دیگران ، 2011 ؛ پتیگرو و تروپ ، 2006 ؛ تروپ و پتی گرو ، 2005). توماس پتی گرو و لیندا تروپ یک برنامه تحقیقاتی بزرگ ساخته اند که هدف آن بررسی شرایطی است که در آن تماس بین گروه ها می تواند تعصب را کاهش دهد.
در دو متاآنالیز پیچیده از بیش از 500 مطالعه و بیش از 250،000 شرکت کننده ، پتیگرو ، تروپ و همکارانش (2006 ، 2011) اعتبار فرضیه تماس آلپورت را بررسی کردند. آنها دریافتند که در واقع تماس بین گروهی تعصب را کاهش می دهد و چهار شرط آلپورت برای تماس بهینه بین گروهها این تأثیر را تسهیل می کند. علاوه بر این ، اگرچه مفهوم تماس بهینه در ابتدا به عنوان راهی برای کاهش تعصب نژادی مفهوم یافته بود (Allport، 1954) ، تحقیقات نشان داده است که این ایده همچنین برای کاهش نگرش های متعصبانه نسبت به سایر گروه های انگ زده مانند افراد مسن ، معلول ، جزوه روانشناسی زبان روانی و افراد همجنسگرا و لزبین نیز موثر است. (پتیگرو و همکاران ، 2011). مطالعات به طور کلی اثرات بزرگتری را برای اقدامات مورد علاقه نشان می دهند تا شاخص هایی مانند کلیشه ، به این معنی که روانشناسی زبان بهینه به ما کمک می کند گروه را حتی بیشتر دوست داشته باشیم در حالی که کلیشه ها در مورد آنها وجود دارد (Tropp & Pettigrew، 2005).
بهترین راه برای کاهش تعارض و تعصب داشتن ارتباط و تعامل بیشتر با افراد متفاوت از ما است. © Moxie Productions / تصاویر ترکیبی
یک کشف جالب از همه این سالهای تحقیق درباره تماس بهینه ، اهمیت ویژه دوستی بین گروهی در کاهش تعصب است. همانطور که پتی گرو و همکاران (2011) خاطرنشان کردند ، دوستی شامل تماس گسترده از طریق تنظیمات مختلف است ، و این نگرش مثبت نسبت به گروه مقاوم در برابر تغییر را تسهیل می کند. یک مطالعه خاص و ویژه که در ایرلند شمالی انجام شده است ، این قدرت دوستی را نشان می دهد. در آن ، دوستی بین کاتولیک ها و پروتستان ها موجب اعتماد و بخشش گروه مذهبی دیگر شد ، و این تأثیر در میان کسانی که مستقیماً از خشونت مذهبی در منطقه رنج برده بودند (هیوستون ، کرنز ، ووسی ، همبرگر و ...) بیشترین تأثیر را داشت.( نینز ، 2006).
برخی از مطالعات موجود در بررسیهای توماس پتیگرو و لیندا تروپ (2006 ، 2011) شامل روشهای نسبتاً ساده ای بود که صرفاً از افراد می پرسید که چند دوست دارند که از یک گروه اقلیت هستند (میزان تماس) و روانشناسی زبان داشتن آنها برای تکمیل خودآزمایی های مختلف اقداماتی را جزوه روانشناسی زبان کنید که به منظور تأیید میزان تائید شرکت کنندگان در مورد دیدگاههای کلیشه ای گروههای اقلیت طراحی شده است. مطالعات دیگر شامل بررسی ، شامل یک روش پیچیده تر بود که به موجب آن شرکت کنندگان به طور تصادفی در هر گروهی قرار گرفتند که با اعضای یک گروه اقلیت مطابق تجویز آلپورت تماس بهینه داشته باشد یا گروه هایی که تماس عینی تجویز شده توسط آلپورت نداشته باشند. اگرچه هر دو نوع مطالعه نشان داد که تماس بهینه تعصب را کاهش می دهد ، آزمایشاتی که در آن افراد به طور تصادفی برای برقراری تماس بهینه انتخاب می شوند، قوی ترین کاهش تعصب را نشان نمی دهند (پتیگرو و تروپ ، 2006). البته ، هیچ دلیلی وجود ندارد که چنین تماس بهینهای باید در آزمایشگاه انجام شود ، و یافته های پتی گرو و تروپ (2006) نشان می دهد که پتانسیل زیادی برای برنامه های جامعه بر اساس نسخه آلپورت برای کاهش تعصب ایجاد شده است. در صورت اجرای چنین برنامه هایی ، تحقیقات نشان می دهد که روابط بین اکثریت و گروه های اقلیت به احتمال زیاد بهبود خواهد یافت.
اخیراً ، پتی گرو و همکارش آنتونی گرین والد (Greenwald & Pettigrew ، 2014) تحقیق درباره ویژگی پیش بررسی شده پیش داوری پیش از این را که آلپورت (1954) نیز مطرح کرده بود ، بررسی کردند. ما معمولاً ارتباط مستقیمی بین تعصب و تبعیض فرض می کنیم. در واقع ، بیشتر تعاریف پیش داوری صریحاً آن را به ارزیابی منفی و / یا رفتار با گروه های دیگر مرتبط می کند. با این حال ، آلپورت (1954) در کتاب خود ماهیت تعصب استدلال کرد که این ارتباط بین نگرش های تعصب آمیز و رفتار تبعیض آمیز یک رابطه تجربی است ، و تصور نمی شود. آلپورت فرض کرد ، بسیاری از تبعیض ها ممکن است در واقع با نفع گرایی گروهی ، و نه خصومت کاملاً نسبت به گروه های دیگر ، حاصل شود. گرین والد و پتی گرو (2014) شواهد قانع کننده ای را از زمینه های مختلف مطالعات روانشناسی و جامعه شناسی بررسی کردند که این ادعای شگفت آور را تایید می کند که در واقع مجازات سازی به خصومت احتیاج ندارد و رفتار نابرابر در واقع به راحتی توسط اعضای گروه انجام می شود. تعصب نسبت به کمک به یکدیگر ، نسبت به اعضای آسیب دیده آنها از یک گروه محروم است.
یکی از یافته های تحقیق نمونه ای (در میان بسیاری) که این اثر را نشان می دهد ، "الگوی حداقل گروهی" که اولین بار چهل سال پیش کشف شد است.(تاجفل ، 1970). از زمان کشف آن ، بسیاری از مطالعات نشان داده اند که انگیزه مردم بیشتر از طرف تمایل به جبهه گیری گروهی است (حتی وقتی "گروه" آنها کاملاً خودسر باشد) تا اینکه بخواهند یک گروه را مجازات کنند یا از آن روانشناسی زبان باشند. مطابقت یکی دیگر از مشارکت کنندگان معتبر در این امر به نفع گرایی گروهی است ، و توسط آلپورت (1962) نیز مطرح شده است. جامعه شناسان مدتهاست که "هنجارها" را مطالعه می کنند و مطالعات نشان می دهد که افراد بی تعصب معمولاً از هنجارهای درون گروهی خود پیروی می کنند. اگر این هنجارها با برخورد ترجیحی با گروه مشخص شود ، حتی در صورت عدم وجود هرگونه احساس بد نسبت به گروه خارج، اکثر اعضا مطابقت خواهند داشت . (به عنوان مثال ، شاهد جداسازی نژادی یک کافه تریای عمومی دبیرستان عمومی). گرینوالد و پتی گرو (2014) جزوه روانشناسی می کنند که به عبارت دیگر ، تبعیض می تواند از طریق یک روند کاملاً غیر قابل توجه انجام شود که خصومت کاملاً کمی را در بر داشته باشد. به همین دلیل ، ما نه تنها باید قوانینی علیه تبعیض خصمانه تصویب کنیم ، بلکه محدودیت های اجتماعی را نیز در برابر انواع مختلف طرفداری گروه های ظریف ایجاد کنیم که در نهایت مزایای بیشتری را برای افراد مزیت دار ایجاد می کنند و با گذشت زمان ، تبعیض علیه مستضعفان را ایجاد می کنند.
دانلود رایگان خلاصه کتاب روانشناسی زبان pdf[/caption]
همانطور که پتی گرو و همکارانش (2011) اشاره کردند ، عقاید رایج در مورد تماس بین گروهها کاملاً شکافته شده است. برخی معتقدند که "نرده های خوب همسایگان خوبی می سازند." یعنی تماس بین گروهی فقط درگیری ایجاد می کند ، بنابراین بهتر است به روابط خودمان بچسبیم. اما دهه ها کار بر روانشناسی زبان علاقه به گروه های مختلف نشان می دهد که انجام این کار فقط تعادل و تبعیض نژادی را تشدید می کند ، زیرا وقتی فقط به خودمان پایبند باشیم ، به احتمال زیاد با هزینه های دیگران با هنجارهای خودمان مطابقت خواهیم داشت. آلپورت معتقد بود که تعامل بین گروهی برای کاهش تعصب و تعارض بین گروه ها ضروری است. چندین دهه تحقیق توسط دانشجویان وی این اختلاف را برطرف کرده و نشان داده است که حق با آلپورت است - تنها راه کاهش تعارض و تعصب، تعامل با کسانی است که "متفاوت" می دانیم.
به طور کلی ، گوردون آلپورت یک روانشناس شخصیت بسیار بینا و بصیر بود که امروزه ایده های وی روح الهام بخش روحانی است. اگرچه ایده های او بدون شک به تحقیق غنی در روانشناسی شخصیت ادامه می دهد ، اما پیشنهادات وی در مورد تعصب قابل درک و روشهای کاهش تعصب بی سر و صدا زندگی افرادی را که شاید ناآگاهانه از تعهد عمیق وی در زمینه کاهش تعصبات در جامعه ما بهره مند شده اند ، غنی کرده است.
جهت گیری مذهبی ذاتی و خارجی
آلپورت اعتقاد داشت که یک تعهد عمیق مذهبی نشانه یک فرد بالغ است ، اما او همچنین معتقد است که همه افراد کلیسا دارای یک برنامه مذهبی بالغ نیستند. در حقیقت ، بعضی ها بسیار تعصب دارند. آلپورت (1966) توضیحات احتمالی برای این مشاهده که مرتباً گزارش می شود ارائه داد. وی پیشنهاد کرد که کلیسا و تعصب حداقل برای برخی از افراد از نظر ایمنی ، امنیت و وضعیت یکسانی را ارائه می دهند. این روانشناسی زبان با نگرش های جزوه روانشناسی زبان داورانه و حضور در کلیسا می توانند احساس راحتی و خودخواهی کنند.
برای درک رابطه بین حضور در کلیسا و تعصب ، آلپورت و جی مایکل راس (1967) مقیاس جهت گیری مذهبی (ROS) را تهیه کردند که فقط برای افراد کلیسا قابل استفاده است. ROS از 20 مورد تشکیل شده است - 11 مورد خارجی و 9 مورد ذاتی. نمونه هایی از اقلام خارجی این است: "هدف اصلی نماز ، تسکین و محافظت است". "آنچه دین بیشتر به من پیشنهاد می کند آسایش هنگام غم و اندوه و بدبختی است"؛ و "یک دلیل عضویت من در کلیسا این است که چنین عضویتی به ایجاد یک شخص در جامعه کمک می کند." از جمله موارد ذاتی می توان به موارد زیر اشاره کرد: "اعتقادات مذهبی من همان چیزی است که واقعاً در پشت تمام رویکرد من نسبت به زندگی نمونه سوالات آموزه های روانشناسی از نگاه قران است" و "من خیلی تلاش می کنم دین خود را در سایر معاملات زندگی خود حمل کنم" (ص 436). آلپورت و راس فرض کردند که افرادی با گرایش بیرونی دیدگاه منفعت طلبانه ای نسبت به دین دارند. یعنی آنها آن را وسیله ای برای رسیدن به هدف می دانند. مذهب آنها یک آیین خودفروخته آسایش و اجتماع است.
اعتقادات آنها به راحتی حفظ می شود و در صورت راحتی به راحتی تغییر شکل می یابد. در مقابل ، گروه دوم افراد گرایش ذاتی دارند. این افراد دین خود را زندگی می کنند و انگیزه اصلی خود را در ایمان دینی خود می یابند. آنها به جای استفاده از دین برای برخی اهداف ، نیازهای دیگر را با ارزشهای دینی خود هماهنگ می کنند. آنها عقیده ای درونی دارند و کاملاً آن را دنبال می کنند. انتشار ROS Allport و Ross (1967) باعث ایجاد یک ادبیات تحقیقاتی فوق العاده در مورد این دو انگیزه متفاوت برای دین و ارتباط آنها با سلامت روحی و جسمی شد.
انگیزه مذهبی و سلامت روان
بخشش غالباً به عنوان یک فضیلت مذهبی در نظر گرفته می شود که در روان درمانی غیرفرقه ای جایی ندارد ، اما روانشناسان تجربی شروع به مطالعه این روند پر احساس می کنند ، روشن می کنند که این چه چیزی است و چه چیزی نیست و کشف ارتباط مثبت آن با ذهنیت سالم (به عنوان مثال ، Worthington ، Witvliet ، Pie-trini و Miller ، 2007). رویکردهای تجربی بخشش ، این روند را به گونه ای تعریف می کنند که در درون یک فرد اتفاق می افتد (یعنی بخشیده شده نیازی به دانستن آن ندارد) و شامل تغییر نگرش مثبت نسبت به یک متجاوز یا تخلف خاص است. علاوه بر این ، به طور کلی ، روانشناسی بالینی دیدگاه زردی از ایمان دینی را به عنوان بخشی از یک شخصیت روانی سالم در نظر گرفته است ، اما چارچوب آلپورت در مورد انگیزه های مذهبی ، برخلاف صرفاً دینداری فی نفسه ، روانشناسی زبان از روش های جالب را برای متخصصان بهداشت روان فراهم می کند تا با ایمان مذهبی یا معنویت مشتری در طول درمان آنها کار کنند (برگین ، 1980).
یک مطالعه اخیر بررسی کرده است که آیا جزوه روانشناسی زبان ذاتی بر مفهوم سازی افراد از بخشش و نگرش آنها نسبت به بخشش به عنوان یک مداخله درمانی تأثیر می گذارد (Seedall & Butler، 2014). بیش از 300 شرکت کننده یک نظر سنجی را انجام دادند که انگیزه های ذاتی و بیرونی آنها برای دین را با استفاده از تغییر ROS ارزیابی می کند. این شرکت کنندگان سپس به طور تصادفی موظف شدند یکی از سه سناریوی آسیب را که ممکن است در زوجین یا خانواده درمانی مورد استفاده قرار گیرد ، بخوانند: خشونت خانگی ، روابط جنسی یا سو استفاده جنسی. شرکت کنندگان سپس درک خود را از بخشش ارزیابی کردند و همچنین ارزیابی کردند که چگونه یک درمان بخشش را در متن سناریو آسیب، پذیرفتند.
محققان این فرضیه را مطرح کردند که افراد ذاتاً متدین بیشتر از مذهبیان، پذیرش بخشش را به عنوان یک روش درمانی می پذیرند و کمتر تصورات غلط درباره ماهیت بخشش را تأیید می کنند. یکی از این باورهای غلط رایج این است که فرض کنیم بخشش نشان دهنده عفو یا بخشش آسیب است (اینطور نیست).
سیدال و باتلر (2014) دریافتند که ، همانطور که فرضیه گفته شد ، شرکت کنندگان ذاتاً مذهبی به طور قابل توجهی پذیرش بخشش در درمان را داشتند تا شرکت کنندگان مذهبی. بعلاوه ، همانطور که پیش بینی شده بود ، دین ذاتی تصورات غلط کمتری را در مورد بخشش پیش بینی می کند ، و این ممکن است به روانشناسی زبان دلیل باشد که افرادی که با انگیزه ای ذاتی نسبت به خارج از دین می روند ، آمادگی بیشتری برای پذیرش بخشش به عنوان یک استراتژی در درمان دارند. این نشان می دهد که زوجین و خانواده درمانی که با مراجعین مذهبی کار می کنند ، می توانند انگیزه های مذهبی این مشتریان را تعیین کنند تا بتوانند به بهترین وجه کار بخشش سلامت روان را در درمان تسهیل کنند. کسانی که از نظر مذهبیت مذهبی ترند ، ممکن است نیاز داشته روانشناسی زبان که از مزایای شخصی بخشش برای آنها استفاده شود تا از این تجربه بالقوه بهبود، بخاطر تصورات غلط در مورد آن چشم پوشی نکنند. به نظر می رسد که بخشش و رویکردی که انگیزه ذاتی بیشتری نسبت به دین دارد هر دو با سلامت روانی بیشتری همراه هستند.
انگیزه مذهبی و سلامت جسمی
تحقیقات قبلی نشان داده است که به طور کلی مذهبی بودن برای سلامت جسمی شما مفید است. حضور در کلیسا به طور منظم به احساس بهتر و زندگی طولانی تر مربوط می شود (پاول ، شهابی و تورسن ، 2003). اما اینکه چرا اینطور است کاملاً درک نشده است. افرادی که در کلیسا شرکت می کنند ممکن است تمایل به مراقبت بهتر از خود داشته باشند. یا شاید چیزی منحصر به فرد در مورد دین وجود دارد که سلامتی بهتر را تشویق می کند. یکی از جنبه های دین که ممکن است بر ارتباط دین و سلامتی تأثیر بگذارد ، مفهوم گرایش مذهبی آلپورت است. اخیراً ، محققان تحقیقی در مورد پیامدهای بهداشتی داشتن گرایش مذهبی جزوه روانشناسی زبان را آغاز کرده اند. همانطور که در فصل 10 بحث کردیم ، فعالیتهای با انگیزه ذاتی معمولاً بهتر از فعالیتهایی هستند که دارای انگیزه بیرونی هستند. بنابراین ، محققان پیش بینی کرده اند که کسانی که ارزشهای دینی خود را (جهت گیری ذاتی) درونی کرده اند بهتر از کسانی خواهند بود که از دین خود برای رسیدن به مقصودی استفاده می کنند (جهت گیری بیرونی).
کوین مسترز و همکارانش (2005) تحقیقی را با هدف جهت گیری مذهبی و سلامت قلب و عروق انجام دادند. فشار خون به عوامل مختلفی از جمله عوامل استرس زا در محیط بستگی دارد و افزایش و کاهش می یابد ، اما گاهی روانشناسی زبان افراد فشار خون مزمن را تجربه می کنند. وقتی فشار خون به طور مزمن زیاد باشد ، فشار روانی بیشتری را به قلب وارد می کند و برای بسیاری از افراد ، به ویژه افراد مسن ، یک نگرانی عمده در سلامتی است ، زیرا افراد را در معرض انواع بیماری های قلبی از جمله حملات قلبی قرار می دهد. برای بررسی رابطه بین گرایش مذهبی و فشار خون بالا ، مستر و همکارانش (2005) 75 نفر از افراد بین 60 تا 80 سال را به آزمایشگاه وارد کردند و ROS و برخی از کارها را انجام دادند در حالی که محققان فشار خون آنها را به دقت کنترل کردند. این وظایف به گونه ای طراحی شده اند که نسبتاً فشار آور باشند و احتمالاً فشار روانشناسی زبان را در افرادی که به ویژه مستعد ابتلا به فشار خون بالا هستند ، افزایش دهند. به طور خاص ، وظایف مربوط به تکمیل جزوه روانشناسی زبان از مشکلات ریاضی و برخورد فرضی با یک شرکت بیمه است که از پوشش دادن یک روش پزشکی بالقوه نجات دهنده زندگی امتناع می ورزد. محققان دریافتند ، همانطور که پیش بینی شده است ، کسانی که دارای گرایش مذهبی ذاتی هستند ، همان فشار خون را افزایش نمی دهند که کسانی که روانشناسی زبان گرایش خارجی هستند. این تحقیق نشان داد که جهت گیری مذهبی ذاتی به عنوان یک محافظ در برابر عوامل استرس زا که احتمالاً در زندگی روزمره تجربه می شوند ، عمل می کند. کسانی که گرایش مذهبی ذاتی دارند ، احتمالاً با همان عوامل استرس زای دیگران روبرو هستند ، اما بدن آنها واکنش های متفاوت و به شیوه ای سالم تر نشان می دهد. چیزی در مورد داشتن یک ایمان دینی عمیق و ذاتی وجود دارد که به افراد کمک می کند با عوامل استرس زا روزمره کنار بیایند که به سلامتی جسمی آسیب نرساند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر